MySpace
myspace music


Tombak Navazan



Last Updated: 12/9/2009

Send Message
Instant Message
Email to a Friend
Subscribe

Status: Single
City: Tombak Navazan Street
State: Niedersachsen
Country: DE
Signup Date: 2/23/2007

My Subscriptions
October 1, 2009 - Thursday 

Category: Music
محمد رضا درویشی در سخنان کوتاهی بر سر جنازه مشکاتیان گفت "پرویز مشكاتيان نمرد، او به قتل رسيد و نه به‌دست يک شخص، بلكه توسط شرايط ناجوانمردانه‌ی فرهنگی كه چند نسل در كشور ما حاكم بوده است". دوست گرامی فرید اسدی دهدزی که در چند سال اخیر با زنده یاد مشکاتیان حشر و نشر زیادی داشت، گلایه نامه تند و تیزی نوشته است که در این جا گزیده ای از آن را ملاحظه می کنید.
 
 پرویز مشکاتیان
 
خبر کوتاه بود و اثر جانکاه. آن­ چنان جانکاه که نه چشم را قدرت گریستن، نه دست را یارای همراهی چشم. مات و مبهوت بر گوشه ­ای نشسته و خسته ... باور نمی ­توان کرد که مشکاتیان را که سال ­ها بر تاریخ بی سو و چراغ ما، نور و روشنی ­تابانید، حال خود در انزوا و تاریکی، بی سو و چراغ شود و رخت مرگ بپوشد ... مرگ مشکاتیان تنها سوگواری بر مشکاتیان نبوده و نیست که اعلام مرگ وجودی و هستی تاریخیت و هویت ماست. سرنوشت نگون ­بختان ه­ایی است که گریبان هر کسی که سر در عالم معنا دارد را خواهد گرفت.
***
پنج ­شنبه گذشته (۲مهرماه ۱۳۸۸، ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹) مراسم تشییع پرویز مشکاتیان در تالار رودکی چندان متناسب با شأن و منزلت وی برگزار نشد. البته بنده از نزدیکان مرحوم شنیده بودم که مشکاتیان به هیچ روی قائل به برگزاری این دست مراسم­ و تشریف­ها نبوده است و حتی وصیت کرده بودند که مراسمی برای وی نگیرند! به هر روی، این مراسم نشان داد که ما نه تنها زنده ­پرست که مرده­ پرست هم نیستیم. البته با مردم عادی که شاید مناسبت چندانی با مشکاتیان نداشته باشند، سخنی نیست. از قضا آنان مشاعیت کننده بسیار خوبی بودند. به موقع سکوت و به موقع اعتراض خود را از وضعیت حاکم بر فرهنگ بیان کردند. به ویژه زمانی که معاون هنری وزارت فرهنگ، پشت تریبون قرار گرفت که حرکت مردم کام خودنمایی را بر وی زهر کرد. آخر این­ جناب معاون کجای دایره قرار می ­گیرند! غیر از این­که به واسطه زد و بند با برخی از اعضای خانه موسیقی، ایشان چنین حقانیتی برای خویش قائل شده اند؟
از همه دردناکتر قسمی بود که مجری برنامه برای آرامش مردم به روح مشکاتیان داد. ایشان یعنی مجری برنامه اگر خود دلیل، منطق و حتی حقیقتی بر آرام­ نمایی مردم داشتند، چرا خود را سپر بلا قرار نداند که روح مشکاتیان را شاهد گرفتند؟ ایشان در زمان حیات مشکاتیان چه رابطه­ ای با ایشان داشتند که حال بعد از موت مشکاتیان، با روحشان مرتبط شدند؟ البته نگارنده در بند احضار روح نیستم، اما روح مشکاتیان هیچ­گاه آن قدر راحت نبود که زمان اعتراض مردم. شاید مجری هم از این کام بی نصیب نبودند!
 
 تشیع جنازه مشکاتیان
 
با وزیر و وکیل کاری نیست. از زبان حافظ باید از همسخنی با اهل ریا دور باد! اما برگزارکنندگان این برنامه گویا با مشکاتیان خصومت دیرینه داشتند که این چنین به برگزاری برنامه پرداختند! مجری برنامه نگارنده را یاد یکی از شومن­ های پیش از انقلاب انداخت که قابلیت برگزاری هر نوع برنامه جشن و عزا و ... را داشت. از نکات شخصیتی ایشان ذوب­ زدگی شان در آستان ولایت شجر است. وی در میان بهت­ زدگی مردم، بدون هیچ مقدمه ­ای گفتند که سلطان یا خسرو آواز ایران هم در کنسرتی در فرانسه یک دقیقه سکوت اعلام فرمودند. همان موقع بود که بغضش فوران زد و گریه ه­ای برای شجر یا مشکاتیان کرد!
 
تشییع جنازه مشکاتیان
 
یکی از صاحبان عزا که باز هم ارتباط ایشان با مشکاتیان بر کسی معلوم نشد! پیراهن مشکی خویش را مانند همیشه در صحنگان آستان ولایت، بیرون انداخته و تسبیحی هم از روی تزویر بر دستش گرفته بود. دائماً جلوی سکو به علامت گریه خویش را به بالا و پایین می­ انداخت. نوازنده دیگری که به واسطه اختلاف با مشکاتیان، مشکاتیان را حاضر به همکاری با نوازنده­ ای نازل­تر کرد، خود را هم دانشگاهی و از کودکی دوست مشکاتیان خواند! آن بالا خبرهایی بود. هر کسی در پی اثبات رابطه خویش با مشکاتیان بر آمد. مجلس تزویر و ریا انداخته بودند. خبری از مشکاتیان نبود. دیگری فاضلانه یک پا برروی زمین و با فشار یک پا به سکو داشت که شاید از این سفره وی را هم نصیبی شود!
تنها درویشی بود که سخنانی از جنس حق و حقیقت گفت. بسیار رندانه و البته از روی شجاعت گفت که مشکاتیان نمرده که به قتل رسیده و و قاتل آن یک نفر نیست که شرایطی است که موجب مرگ وی شده است. اتفاقاً شب قبل از این برنامه با برخی از اهالی هنر مانند استاد ملک مسعودی و چند تن از هنرمندان اصفهانی، همین نکته را عرض کردم. استاد درویشی گفتند که بگردید قاتل آن را پیدا کنید. ایشان به نکاتی دست گذاشتند که بنده در همین جا به برخی از آن­ها دست می­گذارم. جناب درویشی گفتند که ما نخستین ارکستر سمفونیک را در 70 سال پیش داشتیم. اما الان ...
باید گفت جناب درویشی یکی از عوامل این فقدان خود شما بودید. کسی که روزگاری کنار مرتضی حنانه  می آموخت و رپرتوار ارزشمندی را رغم زد، حال بجای نشستن در کنار حنانه در کنار .... می نشیند. خود درویشی مگر نبود که ما و غرب را نگاشت و ارکستر سموفنیک را محصول فرآیند غربی خواند. شما بودید که دست از آهنگسازی ارکستراسیون شستید و در یک نهاد مشکوک که ضدیتی دیرینه با موسیقی داشت، اولویت های موسیقی را فراموش کردید و در راستای سیاست­ های آنان قدم گذاشتید. از دولت انتظاری بیش از این نیست. ولی ما خود چقدر پاسبان و پاسدار این فرهنگ بوده­ ایم؟ ایشان گفتند که چرا باید پس از برگزاری کنسرت سرپرست گروه، نوازندگان خود را سرزنش کند که چرا ...!
 
تشییع جنازه مشکاتیان 
 
حساب حکومت و دولت را جدا می­ کنم. اما آیا در این چند سال، وزارت فرهنگ تنها متصدی برگزاری کنسرت بوده است؟ مگر خانه موسیقی در سالیان اخیر متصدی برگزاری کنسرت ها نبود؟ این مسئولیت متوجه خانه موسیقی است. آن ها هستند که باید پاسخگو باشند. خانه موسیقی تنها خانه چند نفر از اهالی محدود موسیقی به ویژه چند استاد طراز اول موسیقی شده استاد شجریان و ... است. تا جایی که پاسخ حملات رسانه­ ها را به جای شجریان، خانه موسیقی می­دهد. برای مادر شجریان مراسم ختم می­گیرد و ... خانه موسیقی آیا بین گروه­ های ناآشنا و جوان با گروه های صاحبنام تفاوتی می­گذارد؟ مگر خانه موسیقی نباید خانه موسیقی ملت باشد؟ خانه موسیقی پاسخگو باشد که در این چند سال، تمهیدات چند کنسرت را مهیا کرده است؟  چقدر گروه ها پس از برگزاری کنسرت راضی بودند؟
همین کنسرت آخر گروه عارف، به سرپرستی مشکاتیان که  خانه موسیقی و کانون عارف (این دو معلوم نیست چه ربطی به هم دارند!) برگزار کرد، یکی از کنسرت هایی بود که کمر استاد مشکاتیان را خم کرد. آقای حسن ناهید و کیوان ساکت شما بگویید که چه حقی از مشکاتیان و گروه عارف تضییع شد! یادتان هست که وقتی مشکاتیان داشت شرح کلاه ­برداری عده­ای را توضیح می داد چه بسرش آمد؟ مانند میتی شده بود که تنها نفس­های مقطع می ­کشید. آقای ساکت شما بگویید! آقای ساکت مرحوم مشکاتیان به شما اطمینان داشت، چرا حال پس از فوت دوستتان سکوت کرده ­اید؟ حال باید میدان آن قدر خالی باشد که حال آنان صاحب عذا شوند و شما کناری بنشینید؟ جلوی دوربین قرار بگیرید و خدمات پیدای مشکاتیان را شرح دهید؟ این که واضح است. یادتان هست دیگر خانه موسیقی بعد از کنسرت عارف با ناظری چه بر سر مشکاتیان آوردند و شما سکوت را شکستید و مقاله­ای در حقانیت مشکاتیان نگاشتید؟ حال چه؟
 
تشییع جنازه مشکاتیان 
 
استاد شجریان پیش از آخرین کنسرت گروه عارف از اصفهان با مشکاتیان صحبت کردند و گفتند آقای مشکاتیان من شما را قسم می دهم که با خانه موسیقی برای برگزاری کنسرت همکاری نکنید. اینها شما را بدبخت خواهند کرد. مشکاتیان با علم به افتادن به این مخمصه، دوباره به برخی از نادوستان صادقانه دست ارادت داد و دیدم چه بر سر و دست مشکاتیان آوردند. حتی مجله شهروند را بازخواست کردند که چرا اعتراض مشکاتیان را به این مسئله درج کرده ا­ست! آقای علیزاده شما آدم رسانه ­ای نبودید. به شما چه وعده­ای دادند که در روزنامه جام جم با یکی از سرشاخه­ های خانه موسیقی گفت و گو کردید و مشکاتیان را به سخره گرفتید؟ حال در سکوی تشییع لاف صاحب عزایی، هم خانگی و ... را می ­زنید؟ استاد مشکاتیان درباره این جریان گفت من با حسین دوست صمیمی بوده و هستم، اگر غیر از حسین کس دیگری بود جواب دندان­شکنی به وی می دادم. دل مشکاتیان از جریان رسانه­ای شما و تواماً خانه موسیقی به درد آمد. آقای علیزاده مگر شما از مسائل پشت پرده این کنسرت با خبر بودید؟
 ای دوست چو بر جنازه دشمن می گذری
 خنده مکن که بر تو هم همین ماجرا رود
 البته من خویش را نمی ­بخشم که خود از کسانی بودم که مشکاتیان را در آن شرایط رنجاندم. من از مخالفان سرسخت همکاری وی با خانه موسیقی بودم و نتایج این همکاری را به ایشان انذار داده بودم. مسائل پشت پرده و توطئه­ گری پشت کنسرت را بر ایشان فاش کردم. اما ایشان به واسطه آن دست مودتی که داده بودند، عقب ننشستند. اما زمانی خود پی به ماجرا بردند که دیر شده بود. کاری با وی کردند که حتی امکان اعتراض را بر وی سلب کردند. آقای ساکت بیش از این ساکت ننشینید و ماجراهای کنسرت اخیر را بگویید.
 
تشییع جنازه مشکاتیان 
 
مشکاتیان را بیش از این که سیاست های ضد هنری دولت به این وضع بکشاند. غرض­ وری و مرض ورزی اهالی موسیق به این وضعیت کشانید. البته حساب آقای درویشی پاک است. آقای درویشی! شما از رابطه مشکاتیان با برخی از خوانندگان باخبر بودید. به عقیده شما یکی از عوامل انزوا گزینی مشکاتیان همین سالاریگری خوانندگان نبود؟ البته عمده خوانندگان معاصر از آب یک سرچشمه سیراب شده و می شوند. آقای محسن کرامتی یادتان هست که وقتی استاد مشکاتیان دگرباره آهنگ "الا یا اهی الاساقی" را برای بسطامی تنظیم کرده بودند، چه پیغامی از استاد شجریان برای بسطامی بردید که ایشان این آهنگ را نخوانند؟ یادمان نرفته که یکی از خوانندگان خوش نام، مرحوم بسطامی را به واسطه همکاری با مشکاتیان از کلاس اخراج کردند. بعد گفتند که ایشان فلان مشکل اخلاقی را دارند. گویا تنها ملائکه در کلاس این استاد آمد و شد داشتند! آقای جهاندار پس از نوار "صبح مشتاقان" قرار بود اثری را با مشکاتیان اجرا کنند، چه کسی دو ماه قبل از کنسرت مانع اجرای این برنامه شد؟ آقای جهاندار در گفت و گویی با روزنامه شرق گفت: برای من رابطه با استادم مهمتر از اجرای این برنامه بود. به ملازمان استاد که رساند این دعا را! آقای جهاندار شما دست مشکاتیان را در حنا گذاشتید و رابطه خود را به هر چیزی ترجیح دادید. شما می­دانید که مشکاتیان چه ضربه­ای را پس از این ماجرا تحمل کرد؟ مشکاتیان می گفت من همان زمان هنگام اجرای صبح مشتاقان در استودیو از دست خواننده شاکی بودم، بعد ماجرا هم ادامه داشت. آقای جهاندار خودتان گفتید نظر استاد موجب شد که من هیچ کار نکنم . موفق نباشم. من مثل پسر استادم. آقای مظفر شفیعی شما سخن بگویید! شما چرا پس از 40 سال خوانندگی هیچ کاری نکردید؟ با مشکاتیان کاری کردند که خود مشکاتیان در خلوت خود با آه و حسرت آثار خود را با صدای خویش بخواند.
مشکاتیان انسانی درویش مسلک و دارای استغنای ذاتی بود. برای آثار خویش هیچ ارزش مادی و دنیایی قائل نبود. یکبار در منزل ایشان بودیم که کسی پرسید درآستان جانان ... ! گفت اصلاً من نمی دانم آستان جانان چه بود و چه نواختم! فرد مقابل گفت می شود این اثر را بشنویم؟ گفت متأسفم که هیچ نسخه­ای از این اثر ندارم. متأسفانه استاد مشکاتیان پس از اختلاف با یکی از خوانندگان، حقوق مادی و معنوی بخش عمده آثار خویش را به خواننده واگذار کرد. این قطعنامه ننگین بماند برگ زرینی در میراث خواننده­سالاری و خواننده­سالاران. معلوم نیست که این آثار انتشار نایافته که در زمان حیات ایشان هیچ انتشار نیافت، پس از فوت وی چه سرنوشتی خواهند یافت!
فرید اسدی دهدزی
ششم مهر ماه 1388